رفیق

بچه بودم یه رفیق داشتم, میرفتم خونشون بازی میکردیم هروقت خسته می‌شد و می‌خواست من برم پا می‌شد اسباب بازیاشو جمع می‌کرد و زل می‌زد بهم =))))
لامصب مادر دموکراسی بود =))) 

تاریخ : سه شنبه 31 مرداد 1396 | 05:46 ق.ظ | نویسنده : محمد محمدی | نظرات


  • paper | خرید بک لینک فالو | نینا چت
  • بک لینک خرید | فروش بک لینک انبوه