دیازپام

به نظر من همونطور که تو کتابا دیازپام جاسازی شده و باعث خواب میشه به همون اندازه تو گوشیامون کافئین هست و باعث بی خوابی میشه!
کمرم شکست از این همه فرهیختگی خودم
خدا حفظم کنه



...................................



یه روز
.
.
.
ابوالفضل پور عرب و فریبرز عرب نیا با آناهیتا همتی و آناهیتا نعمتی میرفتن که یهو فاضل نظری و حافظ ناظری هم میان کلا سیستم هنگ میکنه




طبقه بندی:

تاریخ : شنبه 4 شهریور 1396 | 07:10 ق.ظ | نویسنده : محمد محمدی | نظرات

لذتها

از تمام لذت های دنیا یه غذا خوردن برامون مونده
اونم با چاق شدی چاق شدی برینین توش
ایکبیریای مردنی…

.........................................



ژاپن اینترنت ۵G رو دارن تست میکنن ما هنوز لب پنجره نتمون ۳G هست وسط خونه E ،تو توالت هم پیغام میده: اینجا جاش نیست

 




طبقه بندی:

تاریخ : شنبه 4 شهریور 1396 | 07:09 ق.ظ | نویسنده : محمد محمدی | نظرات

کسری بودجه

اداره و سازمانی دچار کسری بودجه میشه آزمون استخدامی میذارن از چند هزار نفر،
.
.
.
نفری ۵۰ تومن پول میگیرن چند میلیارد جور میشه دو نفر آشنا استخدام میکنن :|
.
واقعا چراااا؟؟!! :((


............................................


این سال ۹۵ کی تموم میشه؟؟؟؟؟؟…
.
.
.
.
.
تا هممون رو نکشه دست بردار نیست…..



طبقه بندی:

تاریخ : شنبه 4 شهریور 1396 | 07:09 ق.ظ | نویسنده : محمد محمدی | نظرات

ترامپ

واقعا کاش الان حمیده خیرآبادی زنده بود
.
.
.
.
.
یه « خُبه خُبه » به ترامپ میگفت :|



............................................................


چالـــــش مانکن چیه ؟
.
ما خودمون
.
.
.
.
” ناگهان خـــــــری گفت ” داشتیم

 




طبقه بندی:

تاریخ : شنبه 4 شهریور 1396 | 07:08 ق.ظ | نویسنده : محمد محمدی | نظرات

مقاله

دشیب انقدر مقاله خوندم از میکروسافت و اپل، ساعت ۲ خوابیدم… وقتی خوابیدم خوابم دیدم زنگ زدم به استیو جابز گفتم امروز بریم بستنی بخوریم گفت باشه میام. بعد زنگ زدم رئیس شرکت سونی با اونم هماهنگ کردم. بعدش یه زنگی هم با بیل گیس (بلقیس) زدم گفتم ساعت ۴ بیا فلکه دوم.
بعدش ۳ تایی بیل گیس رو پیچوندیم رفتیم تجریش. بیل گیس زنگ زده میگه دیگه ادم حسابت نمیکم. اگه اومدم باهات بیرون . منم تو خواب دارم میخندم
صبح پاشدم مامانم میگه با کی قرار میذاری تو خواب

 




طبقه بندی:

تاریخ : جمعه 3 شهریور 1396 | 01:59 ق.ظ | نویسنده : محمد محمدی | نظرات

4 سالگی

 

خدا از سر تقصیراتم بگذره. وقتی ۴ سالم بود، یه روز رو پشت بوم داشتم بازی میکردم. دیدم یه نفر تو کوچه داره راه میره و یه چک دستشه. خیلی ذوق داشت.

فوری رفتم یه ظرف آب آوردم از اون بالا ریختم روش. گوشه های چکش تو دستش موند بقیش خمیر شد و رفت! دیدم نشسته لب جوب و داره گریه میکنه
امیدوارم بخشیده باشه منو




طبقه بندی:

تاریخ : جمعه 3 شهریور 1396 | 01:58 ق.ظ | نویسنده : محمد محمدی | نظرات

محوطه

یارو با کامیون اومده تو محوطه بیمارستان بوق میزنه،
حراست با بلندگو داد میزنه آقا اینجا بوق نزن !
یارو دوتا بوق دیگه میزنه یعنی باشه!
بعد نیم ساعت برمیگرده میخواد بره بیرون،
دوتا بوق واسه حراستیه میزنه !!
حراستیه با بلندگو میگه نوکرم

.
.
.

ﻣﯿﮕﻦ چینی ها ﻋﮑﺎﺳﯽ ﻧﺪﺍﺭﻥ ،
ﻣﯿﺮﻥ ﺑﻘﺎﻟﯽ ﺳﺮ ﮐﻮﭼﻪ ﻣﯿﮕﻦ ﯾﻪ ﻋﮑﺲ ﺳﻪ ﺩﺭ ﭼﻬﺎﺭ ﻣﺮﺩﻭﻧﻪ ﺑﺪﻩ

.
.
.

زن حیف نون زنگ میزنه بهش میگه زود باش خودتو برسون بچه مون مداد قورت داده !
  حیف نون میگه : الان راه می افتم …
زنش میگه تا تو برسی من چکار کنم ؟
حیف نون : با خودکار بنویس 




طبقه بندی:

تاریخ : جمعه 3 شهریور 1396 | 01:57 ق.ظ | نویسنده : محمد محمدی | نظرات

تعداد کل صفحات : 7 :: 1 2 3 4 5 6 7



  • paper | خرید بک لینک فالو | نینا چت
  • بک لینک خرید | فروش بک لینک انبوه
  • ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

    شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو