قصاب و آقای دست و دلباز

آقای دست و دلباز یه قصاب رو می بره خونه اش تا واسش گوسفند قربونی کنه. به قصابه می گه:
می خوام برام تیکه تیکه اش کنی، با گوشتش کباب درست کنم، سر و پا و روده و معده رو خوب تمیز کن می خوام کله پاچه درست کنم. پوستشم با خودت نبر، می خوام بدم کاپشن درست کنن برام. با پشکل هاشم می خوام کود درست کنم برای باغچه. آت و آشغالاش رو هم می خوام برای گربه مون. خیر بیبینى، مهمتر از همه استخوان هاست، خانمم می خواد سوپ درست کنه قُوت بگیرم!
قصاب چپ چپ نگاهش می کنه، می گه: نمی خوای صداشو ضبط کنی بذاری برای زنگ موبایلت؟!
برچسب ها: داستان، داستان طنز، داستان جالب، داستان خنداه دار، داستان قصاب، قربونی،

تاریخ : شنبه 12 اردیبهشت 1394 | 12:38 ب.ظ | نویسنده : محمد محمدی | نظرات

آقای دست و دل باز در شیرینی فروشی

آقای دست و دلباز ﭘﻮل ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ... ﺍﺯ ﺟﻠﻮی ﯾﻪ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﻓﺮﻭﺷﯽ ﺭﺩ می شده، ﻫﻮﺱ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ 
می کنه. ﺩﻟﺸﻮ می زﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﺭﯾﺎ ﻭ می ره ﺩﺍﺧﻞ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﻓﺮﻭﺷﯽ،
ﻫﺮ ﭼﯽ می خواﺩ ﺳﻔﺎﺭﺵ می دﻩ ﻭ می خوﺭﻩ. ﺳﯿﺮ ﮐﻪ می شه، ﻣﯿﺎﺩ ﭘﯿﺶ ﺻﺎﺣﺐ ﻣﻐﺎﺯﻩ
می گه: ببخشید، شما ﺗﺎﺯﻩ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻛﺮﺩه اید؟
طرف می گه: ﻧﻪمی گه ﺷﺎﯾﺪ ﺑﭽﻪ ﺩﺍﺭ ﺷﺪه اید؟طرف می گه ﻧﻪ.می گه ﺩﺧﺘﺮتوﻥ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻛﺮﺩه؟طرف می گه ﻧﻪ.ﭘﺴﺮتوﻥ چه طور؟طرف می گه ﻧﻪ.آقای دست و دلباز می گه: ﭘﺲ ﭘﺪﺭ ﺁﻣﺮﺯﻳﺪﻩ! ﺍﯾﻦ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﻛﻪ ﺩﺍﺩﯼ
 ﻣﺎ ﺧﻮﺭﺩﯾﻢ ﻣﺎﻝ ﭼﯽ ﭼﯽ ﺑﻮﺩ؟؟؟
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ {Arash}

برچسب ها: داستان، داستان طنز، داستان خنده دار، دختر،

تاریخ : شنبه 12 اردیبهشت 1394 | 12:36 ب.ظ | نویسنده : محمد محمدی | نظرات

طنز جوان

جوانی تحصیل کرده و دانشمند پیش شخصی ثروتمند رفت که دختر را خواستگاری کند!همین که مرد چشمش به قیافیه ی جوان افتاد،ازاینکه چنین دامادی داشته باشد بسیار خوشحال شد.لذا برای راضی کردنش گفت:من سه دختر دارم که هیچکدام هنوز شوهر نکرده اند و میخواهم همه با راحتی کامل زندگی زناشویی خود را آغاز کنند.ازین جهت تصمیم گرفته ام به هریک از آنها موقع عروسی به تناسب سنشان پولی بدهم که با دست خالی خانه شوهر نرفته باشند!برای دختر هیجده ساله ام 18 میلیون...برای دختر بیست و شش ساله ام 26 میلیون ..برای دختر سی و چهار ساله ام هم 34 میلیون...حالا هر کدام را شما بخواهید مانعی ندارد.جوان پس از کمی فکر گفت:- ببخشید شما دختر صد ساله ندارید؟
برچسب ها: داستان طنز، داستان جوان، تحصیل کرده، دختر، ازدواج، صد ساله،

تاریخ : شنبه 12 اردیبهشت 1394 | 12:33 ب.ظ | نویسنده : محمد محمدی | نظرات

تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3



  • paper | خرید بک لینک فالو | نینا چت
  • بک لینک خرید | فروش بک لینک انبوه
  • ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

    شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو